سال مامانی ثریا

باورم نیست نگاه تو و این خاموشی باز بر گردش چشم تو گمانی‌‌ست مرا

یک سال تلخ و سیاه گذشت و من هنوز قلبم عزادار است...

روح‌‌تون شاد قلب یادتون گرامی قلب فرشته‌‌ی آسمانی من قلب

پ.ن: مراسم سال مامانم را یک هفته زودتر با حضور دوستان و اقوام برگزار کردیم و من سه روز تنهایی آمدم تهران و برگشتم. یک سال که هیچی، چندین سال هم ازش بگذره این غم جانکاه از روز قلب‌های ما نمی‌رود... تا چشم کار می‌کند جاشون خالی است.

/ 0 نظر / 7 بازدید